یک کلام اجازه نمیدهیم...

سلام 

دیروز در راه دانشکده پرستاری تا میدان شهدا محل برگزاری اجتماع بزرگ اجازه نمی دهیم..

حرف های جالبی شنیدیم که نشان از بصیرت مردم و بی بصیرتی عده ای دیگر بود...

در ابتدای حرکتمان جوانی با ظاهر غربزده برگشت و گفت :پسرهاشون کم بودن ,دختراشونم معضل شدن!

حالا اینکه معضل اجتماع در حقیقت کی هست بماند...

و خوشحالم که حجاب فاطمی خواهرانم را نمیتوانید تاب بیاورید!

و خلاصه هر کس حرفی میزد ...

عده ای دعا می کردند و عده ای دیگر به تمسخر می خندیدند و عده ای هم هنوز در خواب بودند...

و من مات و مبهوت این تضاد بودم که افرادی حتی تاب تحمل دیدن عده ای جوان که پای حرف امامشان هستند را نداشتند...

از همه دردناکتر و تعجب برانگیزتر حرف موتور سواری بود که در جواب شعار مرگ بر آمریکا گفت:پس شما خوبید؟!

وای بر این همه غفلت زدگی...

زبانم بند آمد ...

آقای خوبی ها چقدر تنهایی...

شرمنده غربت و تنهایتانم ...

چقدر فاصله است میان ادعا و عملمان...

اما 

اماما...

ما با تمام کاستی هایمان هنوز عاشق ولایت و شهدا هستیم و زخم زبان ها را با جان دل می خریم...

فقط لحظه ای احساس نکنید بی یاور شده اید...

این آرزو را به گور خواهند برد آنان که چشم دیدن شمارا ندارند...

هنوز بصیرتمندان سرزمینم در صحنه اند...

.....

 



/ 3 نظر / 52 بازدید
خادم

سلام نه تنها اجازه نمیدهیم بلکه به حول و قوه الهی و مدد حضرت حجت علیه السلام روز به روز بر اقتدار و عزت این مرز و بوم میافزاییم. الحمدالله....

سامان

[گل][گل]سلام وبلاگ بسیار زیبای دارید ?? ?? ?? ?? ??